سوء استفاده اسلام ستیزان از یک نظریه فقهی (تفخیذ )

دروغ های اسلام ستیزان و اتهام پدوفیلی ...

به پیشنهاد و توصیه به جا و به هنگام یکی از دوستان همیشگی مطالب زیر را جهت اطلاع قرار می دهم ، و از ايشان كمال تشكر را بابت اين تذكر دارم ...

 
اگر اندكي درباره مقوله ازدواج با كودكان و پدوفيلي و... در اينترنت جستجو كنيم به جمله مشهور و تكراري از امام خميني بر مي خوريم كه دستاويز اسلامستيزان و گاها وهابيون عليه اسلام و شيعه شده است . پاسخی که در انتها می آورم تحقیقی شخصی نیست بلکه جهت اطلاع رسانی آورده ام ، و در آینده تکمیل خواهم نمود، چه در فضای مجازی هنوز بدرستی اطلاع رسانی صورت نگرفته است . به طور مختصر چند نقل قول را از چند تالار گفتگو و وبلاگ و سايت مي آورم :
 
 
نقل قول از تالار گفتگوی هم میهن :

نوشته اصلي بوسيله tehran: (یک کاربر یهودی (اسراییلی) فارسی زبان)

توجه حد تکلیف در ایران برای دختران 9 سال است ولی منظور خمینی دختران کمتر از 9 سال است

مسأله12- کسیکه زوجه‌ای کمتر از نه سال دارد وطی او برای وی جایز نیست چه‌ اینکه زوجه‌ی دائمی باشد، و اما سایر کام گیریها از قبیل لمس بشهوت ا آغوش گرفتن و تفخیذ (1)اشکال ندارد هر چند شیرخواره‌ باشد.

 
 
نقل قول از تالار گفتگوی اندیشه ها :

نگارنده ی نخستین : افشا

 نظر ملا خمینی:در مورد کامجویی از بچه شیرخوار+ استفتاء

 اصل مساله از کتاب : كسيكه زوجه اى كمتر از نه سال دارد وطى او براى وى جايز نيست چه اينكه زوجه دائمى باشد، و چه منقطع ، و اما ساير كام گيريها از قبيل لمس بشهوت و آغوش گرفتن و تفخيذ اشكال ندارد هر چند شيرخواره باشد، و اگر قبل از نه سال او را وطى كند اگر افضاء نكرده باشد بغير از گناه چيزى بر او نيست ، و اگر كرده باشد يعنى مجراى بول و مجراى حيض او را يكى كرده باشد و يا مجراى حيض و غائط او را يكى كرده باشد تا ابد وطى او بر وى حرام مى شود، لكن در صورت دوم حكم بنابر احتياط است و در هر حال بنا بر اقوى بخاطر افضاء از همسرى او بيرون نمى شود در نتيجه همه احكام زوجيت بر او مترتب مى شود يعنى او از شوهرش و شوهرش از او ارث مى برد، و نمى تواند پنجمين زن دائم بگيرد و ازدواجش با خواهر آن زن بر او حرام است و همچنين ساير احكام ، و بر او واجب است مادامى كه آن زنده است مخارجش را بپردازد. هر چند طلاقش داده باشد، بلكه هر چند كه آن زن بعد از طلاق شوهرى ديگرى انتخاب كرده باشد كه بنابر احتياط بايد افضا كننده نفقه او را بدهد، بلكه اين حكم خالى از قوت نيست ، و نيز بر او واجب است ديه افضا را كه ديه قتل است بآن زن بپردازد اگر آن زن آزاد است نصف ديه مرد را با مهريه ايكه معين شده و بخاطر عقد دخول بگردنش آمده به او بدهد، و اگر بعد از تمام شدن نه سال با او جماع كند و او را افضاء نمايد حرام ابدى نمى شود و ديه بگردنش نمى آيد، لكن نزديكتر به احتياط آن است كه مادامى كه آن زن زنده است نفقه اش را بدهد هر چند كه بنا بر اقوى واجب نيست.

 نقل از یک وبلاگ اسلام ستیز و در ظاهر ضد حکومت :

رساله آیت الله خمینی :

  مسأله12- کسیکه زوجه‌ای کمتر از نه سال دارد وطی او برای وی جایز نیست چه‌ اینکه زوجه‌ی دائمی باشد، و اما سایر کام گیریها از قبیل لمس بشهوت ا آغوش گرفتن و تفخیذ (1)اشکال ندارد هر چند شیرخواره‌ باشد، و اگر قبل از نه‌سال او را وطی کند اگر افضأ نکرده باشد بغیر از گناه چیزی بر او نیست، و اگر کرده باشد یعنی مجرای بول و مجرای حیض او را یکی کرده‌ باشد و یا مجرای حیض و غائط او را یکی کرده باشد تا ابد وطی او بروی حرام می‌شود، لکن در صورت دوم حکم بنابر احتیاط است و در هر حال بنا بر اقوی بخاطر افضاء از همسری او بیرون نمی‌شود در نتیجه همه احکام زوجیت بر او مترتب میشود یعنی او از شوهرش و شوهرش از او ارث میبرد، و نمیتواند پنجمین زن دائم بگیرد

 

 
نقل از تالار گفتمان قرآن و اعتقادات ( al-mobin.com):

عنوان: ازدواج با کودک
 ارسال شده توسط:
behrooz747

دوستان بنده چند روز پیش جمله ای از اقای خمینی دیدم که خودم حاظر به باورش نبودم . ولی باتحقیق متوجه راست بودنش شدم . خودتان ملاحظه بفرمایید :
كسيكه زوجه اى كمتر از نه سال دارد وطى (۱) او براى وى جايز نيست چه اينكه زوجه دائمى باشد، و چه منقطع ، و اما ساير كام گيريها از قبيل لمس بشهوت و آغوش گرفتن و تفخيذ (۲) اشكال ندارد هر چند شيرخواره باشد … منبع: تحریرالوسیله آیت الله خمینی، جلد سوم، ترجمه آیت الله خامنه ای - (۱- وطی یعنی آمیزش جنسی -  ۲- تفخیذ یعنی مالیدن آلت جنسی به ران )


ایا پاسخی برای این گفته ایشان دارید؟
ایا این چنین انسانی میتواند الگوی ما باشد؟

 
نقل قول از تالار گفتگوی هم میهن :

عنوان: نابهنجاری و تبلیغات پدوفیلی 
 ارسال شده توسط:
SEPEHRatheist

آزادی آزار جنسی به کودکان، بچه بازی (پدوفیلیا؛ Pedophilia) در دین مبین اسلام از کتاب تحریر الوسیله امام خمینی.( http://i37.tinypic.com/10iid5z.gif ) :

مسأله12- کسیکه زوجه‌ای کمتر از نه سال دارد وطی او برای وی جایز نیست چه‌ اینکه زوجه‌ی دائمی باشد، و اما سایر کام گیریها از قبیل لمس بشهوت ا آغوش گرفتن و تفخیذ (1)اشکال ندارد هر چند شیرخواره‌ باشد، و اگر قبل از نه‌سال او را وطی کند اگر افضأ نکرده باشد بغیر از گناه چیزی بر او نیست، و اگر کرده باشد یعنی مجرای بول و مجرای حیض او را یکی کرده‌ باشد و یا مجرای حیض و غائط او را یکی کرده باشد تا ابد وطی او بروی حرام می‌شود، لکن در صورت دوم حکم بنابر احتیاط است و در هر حال بنا بر اقوی بخاطر افضاء از همسری او بیرون نمی‌شود در نتیجه همه احکام زوجیت بر او مترتب میشود یعنی او از شوهرش و شوهرش از او ارث میبرد، و نمیتواند پنجمین زن دائم بگیرد و ازدواجش با خواهر آن زن بر او حرام است و همچنین سایر احکام، و بر او واجب است مادامی که آن زن زنده است مخارجش را بپردازد هرچند که طلاقش داده باشد، بلکه هرچند که آن زن بعد از طلاق شوهری دیگر انتخاب کرده باشد که بنابر احتیاط باید افضا کننده نفقه او را بدهد، بلکه این حکم خالی از قوت نیست و نیز بر او واجب است دیه افضا را که دین قتل است بآن زن بپردازد اگر آن زن آزاد است نصف دیه مرد را به مهریه ایکه معین شده و بخاطر عقد و دخول بگردنش آمده به او بدهد، و اگر بعد از تمام شدن نه سال با او جماع کند و او را افضاء نماید حرام ابدی نمیشود و دیه بگردنش نمی آید، لکن نزدیکتر به احتیاط آن است که مادامی که زنده است نفقه اش را بدهد هرچند که بنا بر اقوی واجب نیست.
1- باران او شهوترانی کردن.

این قوانین وحشیانه همچنین در جاهای مختلف رساله علمای شیعه از جمله آیت الله خمینی دیده میشود، بعنوان نمونه میتوان از مسئله ۲۴۱۰ رساله آیت الله خمینی نام برد:
"اگر كسى دختر نابالغى را براى خود عقد كند و پيش از آنكه نه سال دختر تمام شود، با او نزديكى و دخول كند، چنانچه او را افضا نمايد هيچ وقت نبايد با او نزديكى كند".

 

 

اما پاسخ به این اتهام :

چندی قبل آقایی بنام وحید کاظم زاده قاضی جهانی در این مورد از آیت الله مکارم شیرازی سوال می کند:

"بسمه تعالی
محضر حضرت آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی زید عزه العالی
با سلام و تحیت ، در آنچه خواست و خشنودی خداوند رحمن است زحمت افزا میگردم. اخیرا برخی از کارشناسان رسانه های بیگانه با مرور کتب دینی و یافتن برخی از شبهات، قصد تضعیف و تخریب اعتقادات دینی مردم دارند. چنانچه اخیرابا عنوان مساله ای از جلد سوم کتاب تحریرالوسیله امام خمینی (ره) که درادامه عین مساله خواهد آمد می خواهند چنین القا نمایند که علمای مسلمین بهعنوان ناقضین حقوق بشر حتی در کامجویی به یک کودک شیرخواره نیز رحم نمینمایند لذا مستدعی در صورت امکان نظر مبارک خویش را در مورد مساله زیر کهعینا از کتاب تحریرالوسیله نقل گردیده بفرمایید."

پاسخ دفتر مکارم شيرازی به این سوال:

بسم الله الرحمن الرحيم
با اهداء سلام و تحيت؛ این جمله معلوم نیست از امام باشد و احتمالا در چاپهای جدید حذف شده باشد. والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته دفتر آيت الله العظمی مکارم شيرازی - 17 شهريور 1387

تعدادی از کفار و افراد مغرض ، با مستمسک قرار دادن این "نظریه" خواسته اند اعتبار و منطق و عدالت کل اسلام و کل شیعه را زیر سوال ببرند!

غافل از اینکه (بدون لحاظ کردن جواب آیت الله مکارم شیرازی در استفتای فوق) :

1. این یک نظر شخصی از چند عالم و مجتهد دینی است، نه نظر قرآن، پیغمبر ، ائمه و دیگر عالمان.

2. قدمت این "نظریه" کمتر از 150 سال است، و قبل از آن ، در این مورد هیچ نوشته و مدرکی در هیچ منبعی نیست.

3. این "نظریه" برخلاف گفته اسلام ستیزان در "رسالۀ عملیه" امام خمینی (که برای استفادۀ عموم مردم نوشته می شود) نیامده است و ایشان این نظریه را برای عموم تجویز نکرده اند بلکه ایشان این نظریه را در کتاب "تحریر الوسیله" که یک کتاب تخصصی و "فقهی" است آورده اند.

4. این مسئله به هیچ عنوان در "اسلام" و "فقه شیعه" نیامده.تنها چیزی که در فقه آمده جواز خواندن عقد است نه وطی یا تفخیذ.
 
عموم فقهاء نیز این مساله را به کلی رد کرده اند:

از فقهای سنتی، آیت الله منتظری این قضیه را بکلی باطل دانسته و فتوی داده:
"در اسلام دو نوع ازدواج وجود دارد: دائم و موقت. و آنچه معروف شده به صیغه، غیر از ازدواج موقت نمی باشد و لذا باید شرایط ازدواج را داشته باشد.و ازدواج با "طفل غیر قابل استمتاع زن و شوهری" صحیح نیست، مگر این که مدت را طوری قرار دهند که قابلیت استمتاع وجود داشته باشد، مثلا ده سال و بیشتر.و آن هم باید ولیّ طفل به مصلحت بداند.و معمولا فقها همین را می گویند."

فقهاء نوین نیز این نوع نکاح را جایز نمی دانند (باطل می دانند) آیت الله صانعی در جواب استفتائی می گوید:
"بسمه تعالی، نکاح نوزاد، با استمتاعات فوق، جایز نیست."
 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
تکمیلی ( در تاریخ ۱۴ تیرماه ۹۰) :
شنبه 4 تیر1390 ساعت: 9:7 توسط:دوست
سلام

تیر آخر
امام خمینی اساسا ازدواج با طفل صغیره را ناشایست میدانند و بر ان جوازی نداده اند،آن مسئله صرفا بررسی این مسئله بود که اگر چنین ازدواجی را جایز بداینم،در مسائل حقوقی چه پیش خواهد آمد:

http://farsi.islamquest.net/QuestionArchive/12855.ASPX
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
تکمیلی ( در تاریخ ۲۸ فروردین ۹۰) :
شنبه 28 فروردین1390 ساعت: 11:7 توسط:دوست
 
دوست عزیزی پیامی ارزشمند قرار دادند که پیام این استاد ارزشمند را بی کم و کاست در زیر می آورم:
 
سلام

استفتائی از سایت آیت الله خامنه ای(http://www.leader.ir/langs/fa/) گرفتم به شرح زیر:
(سلام
نکاح نوزاد با اجازه ولی وی با استماعاتی از قبیل تفخیذ و لمس به شهوت و .. چگونه است؟
در کتاب التحریرالوسیله امام راحل (ره) آمده که این مسئله جایز میباشد،میخواستم بدانم آیا نظر مقام معظم رهبری در این باره با نظر امام اختلاف دارد یاخیر.
متشکرم و التماس دعا)

پاسخی که دریافت کردم این بود:

(بسمه تعالی
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
مسأله جواز ازدواج با صغيره از مسائل مورد اتفاق بين شيعه و اهل سنت است مگر بعضی از آنان.
و اما مقصود از «جواز استمتاع» اين است كه دليلی بر حرمت آن نيست يعنی فقيه، دليل و حجت شرعی بر فتوا دادن به حرمت نيافته است و نه اينكه اين عمل شرعاً مطلوب و نيكو باشد و اين چيزی است كه بسياری از فقها از مذاهب اسلامی می‌گويند، موارد زيادی از مسائل است كه در عين جايز بودن و دليلی بر حرمت آن نبودن، كسی آن را مرتكب نشده است.
مدير پايگاه)

بنابراین این حکم از لحاظ منع روایتی و قرآنی در کتاب التحریر که کتابی تخصصی است بررسی شده و سنجش دیگر زوایای آن بدست متخصصی علوم دیگر است،در اسلام قاعده ای داریم به نام لا ضرر و لاضرار که این قاعده هرگونه ضرر رساندن به غیر را ممنوع می نماید مگر جایی با ادله شرعی غیر ان ثابت شود مانند اعدام قاتل یا حدود دیگر که با ادله شرعی ثابت شده

2- در هر مساله شرعی ما یک حکم داریم و یک موضوع ؛ تشخیص حکم با مجتهد است اما در شناخت موضوع مجتهد مانند یکی از مکلفین است به عنوان مثال در مساله ( موسیقی مطرب حرام است ) حرام حکم شرعی است که بیان و تشخیص ان به عهده مجتهد است و مکلف غیر مجتهد نمی تواند بگوید من مثلا حکم را غیر حرام تشخیص می دهم اما موسیقی مطرب موضوع است و تشخیص اینکه این موسیقی مطرب است یا نه در انحصار مجتهد نیست بلکه به عهده کارشناس موسیقی است.
 با تشکر فراوان از این دوست و راهنمای همیشگی ...
 
 
 
 
مطالب مرتبط:

هخامنشیان قومی بیگانه از جنوب استپ های روسیه (2)

هخامنشیان قومی بیگانه ازشمال دور...(2)

پیشتر راجع به این موضوع در این لينك بحث نموده و سخنانی از دانشمندان بزرگ همچون توین بی ، گيرشمن ، املي كورت و... در اثبات اين موضوع آورديم و از نوشته هاي تورات بخش هايي را درباره اين قوم مهاجر آورده و در نهايت الواح هخامنشي را به چالش كشيديم .

اما در خلال بحث ها در تالارهاي گفتگو اسنادي آورده شد كه آنها را جمع آوري و در يك قالب قرار مي دهم ...

هخامنشیان قومی بیگانه از جنوب استپ های روسیه (2)

سخن اندیشمندان (تکمیلی از بحث پیش):

گيرشمن :

«در نیمه­ی دوم هزاره­ی دوم پیش از میلاد، اقوامی که قبلا در سیبری جنوبی تا آسیای مرکزی می‌زیستند، به دلایلی چند، با استفاده از ارابه و اسب، از شرق و غرب دریای مازندران (کاسپین)، وارد فلات ایران شدند.(رومن گیرشمن، «ایران از آغاز تا اسلام»، چاپ چهارم، ترجمه­ی دکتر محمد معین، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، 1355.)

گيرشمن علنا هخامنشيان (آرياييان) را از سيبري جنوبي مي داند و اعلام مي كند كه از تقريبا از همان بازه هزار نخست پيش از ميلاد كه ديگر دانشمندان اعلام كردند ، اين اقوام وارد ايران شدند و...بنابراين هيچ نسبتي نمي توانند با مردم بومي ايران در تمدن هاي كاسپين و شهر سوخته و مارليك و جيرفت و ... داشته باشند .


دياكونوف:

تیره‌هایی از شعبه­ی شرقی (که از شرق دریای مازندران وارد ایران شدند) در آسیای مرکزی و ایران ساکن شدند که «پارت‌»ها از این گروه‌اند.گروهی از پیشتازان تا دره­ی هند پیش رفتند و با غلبه بر حکومت­های بومی (درآویدی) فرهنگ آریایی هند را پایه‌ریزی کردند.شعبه­ی غربی که از شمال دریای مازندران عبور کرده و از راه قفقاز وارد آذربایجان شدند و مدتی در اطراف دریاچه­ی ارومیه اطراق کردند، نقش مهمی در حیات سیاسی و اجتماعی ایران داشتند. اینان پایه‌گذاران دو سلسله­ی «ماد» و «هخامنشی» هستند.ایگور میخائیلویچ دیاکونف، «تاریخ ماد»، چاپ دوم، ترجمه­ی کریم کشاورز، انتشارات پیام، تهران، 1357.

دياكونوف نيز همان جملات را به نحوي تكرار مي كند ...

گرچه ابهام و تاریکی بر بخش اعظم تاریخ ماد سایه افکنده است، اما همین اندازه می‌دانیم که «ماد»ها از تیره‌های اقوام آریایی هستند که به همراه «پارس»ها از مسیرهای صعب‌العبور قفقاز گذشتند و به فلات ایران و آذربایجان پای نهادند و زمانی که قدرت یافتند تا حوزه­ی ابرسن (زاگرس) مرکزی پیش رفتند و همدان یا هگمتانه را پایتخت خود قرار دادند. حوالی 700 پیش از میلاد تمام سرزمین­هایی که قبلا به اقوامی چون «کوتی»، «لولوبی»، «سکایی» و «هوری»، و «اورارتو» تعلق داشت، قلمرو حکومت ماد به شمار می‌آمدند.ام. دیاکونف، همان، ص 211

پي ير بريان :

«چگونه باید پیدایش قدرتمندانه ناگهانی قوم و دولتی را که عملا ناشناخته بوده است ، در عرصه تاریخ توضیح داد ؟...ظفرمندیهایی چنین گسترده را نمی توان فقط با اصرار یک طرفه بر انحطاط دولت های مغلوب کورش توضیح داد - که ضرورت دارد همین انحطاط نیز معلوم شود و روند ها و چگونگی های آن مشخص شود .همچنین جهان گشایی های کورش را نمیتوان تا حد این فرض راحت و به حقارت گیرنده تنزل داد و مدعی برتری بدیهی "اقوام چادر نشین" بر مردمان " یک جا نشین " شد.»(پی یر بریان - تاریخ امپراتوری هخامنشیان - ص 65)

 

 

تبارسازي داريوش و كوروش :

۱- منشور نبونيد و نكته اي جالب : در منشور نبونيد كه كتيبه آخرين شاه بابل بوده واز نظر ظاهر بسيار شبيه به لوح كوروش است چنين آورده شده است :

نَـبـونـیـد (نَـبـونـیـدوس):کـوروش، شاه اَنـشـان، دومین در سلسله خواب آنان را پراند. او با ارتش کوچک خود، تیره و تبار گسترده مادها را پراکند.

اين سخن شاه همسايه خود مي تواند دروغ هاي بزرگ كوروش و داريوش را بر باد دهد كه اين دو شاه در الواح مختلف براي خود تبارسازي كرده اند .

« بنا بر سال نامه های بابلی ، پس از مرگ هومبان - نیکش اول ، خواهر زاده او شوتروک - نهونته ی دوم (699-716پیش از میلاد) بر تخت شاهی نشست .در متون بدست آمده ی ایلامی وی خود را "شاه انشان و شوش" و"گشترش دهنده ی سرزمین ایلام " میخواند »
(یوسف مجید زاده - تاریخ تمدن ایلام - ص 29)

بنابراين گفته پادشاهان پيشين انشان اجداد كوروش نبوده اند و كوروش خود به گفته كتزياس با حيله و تزوير خود را به حكومت رساند.

 

۲- مشکوک بودن هرودوت و نوشته های داریوش در مورد شجره نامه و اقوامش و...

« باید اضافه کنیم که شجره نامه ی پادشاهی که هرودوت ارائه میدهد دقیقا با آنچه به وسیله داریوش داده شده مطابقت نمیکند ...لیکن این مدرکها چندان مطمئن نیستند در واقع از یک سو درباره اصالت آن ها شک و تردیدهای جدی وجود دارد و از سوی دیگر گفته های داریوش خود نیز ، سخت مشکوک به نظر میرسد »(پی یر بریان - تاریخ امپراتوری هخامنشی- ص 73)



۳- نام گذاری و جعل اجداد توسط داریوش :

« روشن به نظر میرسد که داریوش قصد داشته است ، بعد از پایان یک دوران فترت سلسله ای بنیان های تازه ای برای پادشاهی پارس و استیلای هخامنشیان بگذارد ،و گزینش یک جد بزرگ "نام دهنده " به اسم هخامنش نیز که توجیه کننده حقوق مکتسب اوست ناشی از همین نیاز است ...در همین معناست که پادشاه تازه فرمان میدهد این عنوان را بر روی کتیبه های پاسارگاد نقر کنند و متقلبانه به نام کورش نسبت دهند »(پی یر بریان - تاریخ امپراتوری هخامنشی- ص 269)

« همواره این ادعا که داریوش که خود را نهمین شاه خاندان هخامنشی خوانده ، مسئله ساز بوده است ، چه در صورت صحت ارشام و آریارمنه پدر بزرگ و جد او در زمره نه تن خواهند شد حال آنکه این دو تن معاصر با کورش دوم و کمبوجیه اول بوده اند و دومی هم به گواه لوح رسی کورش خود شاه بوده است ...هر چند فرضیه جذاب بنظر میرسد اما متاسفانه به یک بازی هوشمندانه با داده ها بیش تر شبیه است تا یک واقعیت تاریخی ،
حتی با کشف دو لوح زرین به نام آرشام و آریارمنه در همدان ، گروهی به گمان اثبات قطعی نظریه افتادند ،اما با بررسی های بیشتر جعلی بودن لوح ها به اثبات رسید»
(توماس کویلریانگ - تاریخ باستان کمبریج - ج 4 - فصل اول - ص 24)

« ...کورش بزرگ به جای "شاه پارس" خود را "شاه انزان" خوانده . این حدس به نظر صحیح می آید ، ولی یک اشکال باقی می ماند ، اگر عقیده صحیح باشد باید گفت که قبل از داریوش اول از سلسله هخامنشی دوازده نفر پادشاه یا امیر بودند و حال آنکه داریوش اول در کتیبه بیستون میگوید: هشت نفر قبل از من شاه بودند و من نهمین شاه از دودمان دوگانه ی هخامنشی هستم »( پیرنیا - ایران باستان - ص 230)


البته بنظر میرسد داریوش در این کار شهره بوده ، فتوی از مفتی هخامنشيان:

« داریوش شاه : آن جا که دروغ لازم است باید دروغ گفت ، چه ، مقصود از دروغ و راست یکی است » !!!(به نقل از هرودوت ، پیرنیا ، ایران باستان ، ص 522)

 صلح دوستي مردم باستاني ايران:

((...قبلا ذکر گردید که ساکنین باستانی فلات ایران مردم صلح دوستی بودند .در این مورد و در جهات دیگر آنها شباهت های زیادی به معاصرین و همسایگان خود در دره سند داشتند ،معلوم نیست این مردم در چه زمانی خصوصیات و عادات صلح طلبی خود را ترک و یا مجبور به ترک آن شده اند ))(واندبرگ ، باستان شناسی ایران باستان – ص134)

 وحشی نامیدن مردم بومی ایران توسط محققان ایرانی :

محمد تقی بهار : "آریایی ها آن روز که در ایران استقرار یافته بودند،خود دارای تمدن و خط نبودندو این مبادی و اصول رااز رعایا و زیر دستان مغلوب خودآموختند و آن زیردستان مردم قدیم ایران بودندکه بعد ها از آنان به " دیو" تعبیر شده استو یا اسرای جنگی از نژادهای همسایهو یا اتباع ملل مجاور که مغلوب ایرانیان می شدند"    محمد تقی بهار-سبکشناسی-صفحه 92


پیرنیا  :"به هر حال وقتی آریان ها به فلات ایران آمدند،در اینجا مردمانی یافتند که زشت و از حیث نژاد عادات و اخلاق و مذهب از آنها پست تر بوده اند . زیرا آریان ها مردمان بومی را " دیو" و " تور " مینامیدند...بنابراین در ابتدا حقی برای آنها قائل نبودندبلکه با این ها دائما میجنگیدند و هر کجا مییافتند میکشتندپیرنیا- ایران باستان -ص157

در اینجا مردم باستانی ایران و ساکنین این سرزمین که هزاران سال پیش از آریاییان در ایران زیسته اند وحشی و بدوی و پست و ... نامیده میشود ، تا شایستگی کشته شدن بدست آریاییان را داشته باشند ...

آتش پرستی این قوم نشانگر چیست ؟!

اصولا آتش پرستی منتسب به زرتشتیان نمیتواند با حیات بومی مردم اقلیم های جنوبی ایران مطابقت داشته باشد که گرمای زمین به حد کافی آزار دهنده است، در صحراهای زمین خورشید عنصری موافق حیات شمرده نمی شود از این رو این مردم زمان و تقویم خود را بر اساس حرکت ماه تنظیم میکنند...

ولی گرامی داشتن آتش نزد یک قوم در جنوب ایران را نمیتوان چندان بومی شمرد و میتواند از همان استپ های جنوبی روسیه به ایران آمده باشد ،و این مهاجمین هخامنشی بودند که از استپ های سرد روسیه اینرا به ایران منتقل کردند...



محمد مردوخ-تاریخ مردوخ-ص28
(( آری کلمه ای است مرکب از آر و ی آر در زبان کردی و فرس قدیم ، به معنی آتش است همچنان آیر با یای مجهول و اتر و اگر همه در السنه طوایف کرد به معنی آتش اند.در زبان فرس قدیم هم آتش را هار و هیر و آذر و اتر و اکر گفته اند،امثال این کلمات از ماده ی آر اشتقاق دارند و متضمن معنی آتشند...پس آری که با یای نسبت ترکیب یافته یعنی آتشی و آتش پرست و جمع آن آریان می شود،یعنی آتش پرستان چه این گروه همه آتش پرست بودند و با آتش سروکار داشته اند ...))


زبان هخامنشيان:

((در صرف و نحو پارسی باستان اسم هادارای سه نوع ، یعنی مذکر و مونث و خنثی و سه صیغه یعنی مفرد و تثنیه و جمع و هشتحالت به شرح زیر است :
- حالت فاعلی- حالت مفعولی صریح- حالت اضافه- حالت مفعول غیر صریح- حالت مفعول عنه- حالت مفعول همه- حالت مفعول فیه -حالت ندا‌ ))  شارپفرمانهای شاهنشاهان هخامنشی- ص4


"اسم در زبانهای ایران باستان دارای سه جنس مذکر و مونثو خنثی بود و سه شمار مفرد و مثنی و جمع بود . ... دستگاه صرف اسم ایرانی باستان دراواخر دوره هخامنشیان به زوال گرایید و رفته رفته پایانه های صرفی از میان رفتند .به طوری که در زبانهای ایرانی میانه غربی ( فارسی میانه و پارتی) جنس اسم از میانرفت و شمار مثنی نیز ناپدید شد" حسن رضایی باغ بیدیدستور زبان پارتی- ص51



در زبانکتیبه ها " مرد" اینگونه صرف میشود
..."حالت مفعولی =مَر تی یا حالت مفعولی صریح = مر تییام  حالت اضافه و حالت مفعولی غیر صریح = مر تیهیا حالت مفعولی عنه ، مفعول معه و ندا = مرتی یا " "شارپفرمانهای شاهنشاهان هخامنشیص4"

چنین تغییراتی در اسم ( آ ، یا ، آم ، یام ) کاملا ازدستور زبان روسی کهن اقتباس شده ...

صفت :صرف صفت در زبانبومیان ایران تابع جنسیت و حالتهای دستوری اسم و فعل نیست .صفت زیبا در (زن زیبا ) یا ( مرد زیبا ) پیوسته ثابت است ...

"تعداد صفتی که در کتیبه های پارسی باستان به کار رفته به یکصد میرسد به جزچند صفت بقیه با هجای مفتوح ختم میشوند و صفات در تمام حالات با اسم هایی که وصف میکنند مطابقت داردمثال : (دهیاوش= ن َ ئی با ) = کشور زیبا .........( دهیاوم = نَ ئی بام ) = کشور زیبا را ."شارپفرمانهای شاهنشاهان هخامنشیص7


 

نابودي اقوام باستاني ايران پس از حضور هخامنشيان(آریاییان) در ایران:

اقوام سیلک در 3500 سال پیش مغلوب آریاییها می گردند که آثارشان در طبقات و نیزه های بلند پیداست و در فاصله دو تپه بزرگ و کوچک دو گورستان قدیمی الف و ب کشف و ظاهر می شود.
آثار مکشوفه از گورستان ب مربوط به مهاجران تازه وارد به سیلک بیشتر شبیه آثار زیر خاکی تپه گیان در نهاوند و خوروین در ساوجبلاغ و حسنلود در نقده و نواحی لرستان است
فهرست اماکن باستانی ، نصراله مشکوتی ص 241

شهر سوخته: خبرگزاری میراث فرهنگی:شهر سوخته در اواخر هزاره دوم پيش از ميلاد به سوي يك ركود فرهنگي پيش مي‌رود و شواهد نشان مي‌دهد كه اين تمدن باستاني شرق فلات ايران در اوايل هزاره اول پيش از ميلاد از بين مي‌رود. ...برخي از محوطه‌هاي به دست‌آمده در اين بررسي‌ها به دوره پس از نابودي تمدن شهرسوخته بازمي‌گردد. ما احتمال مي‌دهيم كه مردم شهر سوخته پس از آنكه شهرشان را به هر دليلي از دست داده‌اند به اين مناطق كوچ كرده‌ باشند.»http://www.chn.ir/news/?section=2&id=33032


گوهر تپه وتپه طالب خان :خبرگزاری میراث فرهنگی:گوهر تپه در رستم کلای بهشهر که آثار و سفالهای پیدا شده حداقل به هزاره اول پیش از میلاد بر میگردد ...گرچه خود تمدن بسیار کهن تر از اینست ... «تا کنون بخشي از تپه طالب خان زابل .... در اين فصل کاوش موفق شديم تا سفال هاي هزاره اول پيش از ميلاد را درلايه هاي استقراري آن کشف کنيم. اين سفال ها نشان مي دهد که تپه طالب خان پس از متروک شدن شهر سوخته رونق گرفته است و زندگي در آن ادامه داشته است.بقاياي استقرار کشف شده در تپه طالب خان متعلق به هزاره اول پيش از ميلاد است اما لايه هاي استقراري زيرين اين تپه باستاني با شهر سوخته مطابقت دارد.http://www.chn.ir/news/?section=2&id=28431

حسنلو : نیز که جزو مناطق مشهور باستانی ایران است در حدود 800 پ.م نابود شده ...

تپه شیزر: بر اساس نتایج تاریخ گذاری تپه شیزر می توان گفت نهشت های باستان شناختی ترانشه I در بردارنده آثار عصر آهن و عصر مفرغ می باشند؛ جدید ترین تاریخ بدست آمده مربوط به کانتکست 1002 از این ترانشه با تاریخ 913 پیش از میلاد است؛ http://www.icar.ir/UserFiles/File/10th%20symposium/chekide3%20part1.doc

تل ابليس: تل ابليس در جنوب شرقي بردسير، در نزديكي روستاي فخرآباد واقع شده است. آثار سكونت انسان در اين محوطه، از شش دوره به دست آمده است كه دوره صفر، كهن ترين و دوره پنجم، جديدترين آنهاست. اهميت عمده تل ابليس در صنعت فلز كاري آن است. صنعتگران اين محوطه باستاني در دوره اول ( حدود 4100 ق.م. ) توانستنند مس را از سنگ آن جدا كند و با روش قالب گيري، فلز ذوب شده را به ابزار ها و ادوات مورد نظر مبدل سازند. مطالعه سفال به دست آمده از تل ابليس نشان مي دهد كه اين محل از تل باكون تا ببن النهرين در غرب، و از تپه يحيي تا دره سند و درياي عمان در شرق و جنوب، و سيلك كاشان در شمال، ارتباط فرهنگي نزديكي داشته است.
قدمت آثار به دست آمده از تل ابليس نشان مي دهد كه نخستين ساكنان اين محل در اواسط هزاره پنجم ( 4500 ق.م. ) به منطقه وادار شده و در هزاره اول ( 1000 ق.م. ) آنجا را ترك كرده اند.

تپه هاي گودين و سه گابي :بقاياي باستاني منطقه كوهستاني غرب مركزي، در سلسله حفرياتي در تپه هاي " گودين " و " سه گابي " شناسايي شده است كه اين آثار را به دوازده دوره تقسيم كرده اند. از قديمترين آنها، يعني دوره هاي دوازدهم ( دوره شاهين آباد ) و يازدهم ( دوره كوچه ) به ترتيب در هزاره هاي ششم و پنجم، ... دوره سوم يا دوره گودين ( 1300- 2400 ق.م. ) وسيعترين و پرجمعيت ترين دوره ها بوده است.دوره دوم هم پس از نابودی اینها مادها جایگزین میشوند ...

 

مطالب مرتبط: