توسل و تبرک (2)

توسل و تبرک (2) پاسخ به چند پرسش:
با توجه به یادداشتی که در تاریخ 11 مرداد 93 با همین عنوان(توسل و تبرک ) نوشته شده ، یک کاربر با نام «محقق جوان» در نظرات چند مطلب قرار داده که در این یادداشت به آن پاسخ داده خواهد شد.
سه شنبه 7 بهمن1393 ساعت: 23:20 توسط:محقق جوان دوست عزیز اینکه در میان یونانیان توسل جائز بوده یا نه و یا اینکه شاگردان ارسطو و سقراط و بقراط چکارها کرده یا نکرده اند ربطی به ما ندارد ما مسلمان هستیم و احکام و اعتقاداتخود را داریم اگر فرار است در مورد توسط به آنها استدلال کنیم چرا در امور دیگر نیز از آنان بهره نبریم و فعالیت های دیگر آنان را اسوه قرار ندهیم چرا اصلا ارسطو را اسوه قرار ندهیم !!!! و به این سخن قرآن کریم بی اعتنا باشیم " لقد فی رسول الله اسوه حسنه ".
بر خلاف این استدلال پیامبر و بزرگان دین اسلام هرگز نگفته اند که علم را فقط باید در بین مسلمانان جست، پیامبر اشاره می کند : «اطلبوا العلم و لو بالصین؛ علم را جستجو و تحصیل کنید و به دست آوردید ولو در چین.» یا بر اساس سخن امام علی علیه السلام(یا به قول شما حضرت علی کرم الله وجهه):«الحکمة ضالة المؤمن فاطلبوها و لو عند المشرک تکونوا احق بها و اهله؛ حکمت گمشده مؤمن است؛ پس او را بجوئید و بیابید، هر چند نزد یک نفر مشرک باشد. شما که مؤمن هستید، به آن علم و حکمت سزاوارترید و شایسته آن می باشید.» و در جایی دیگر می فرماید:«الحکمة ضالة المؤمن فخذ الحکمة ولو من اهل النفاق؛ حکمت گمشده مؤمن است؛ آن را بگیر ولو از اهل انفاق.» (نهج البلاغه/ حکمت 80)
قرار نبود و نیست که برای حصول علم ، ایمانمان را به دیگر اقوام و ادیان بفروشند.قرآن هم می گوید برخی از اهل کتاب مومن هستند ولی نگفته که بروید یهودی شوید!
و نکته دیگر اینکه امام فخر رازی رحمه الله چه فرموده هم می دانید برای بیان این گونه مطالب باید حداقل منبع ذکر کردد بدون منبع و مصدر می توان هر سخنی زد و به هرکسی که خواست نسبت داد ... منبع را لطفا بیاورید اما باز هم در آن سخن شک هست اینکه واقعا سیاق و سباق مطلب چ بوده یا اصلا چنین چیزی در کتب موجود است یا خیر؟!!!
بن مایه ها تمام و کمال آورده شده است (بنگرید به:توسل و تبرک )
البته می دانیم که اینکه قبر یا فلان بت و قبر چ چیزی می دهد یا نمی دهد میان همه آگاهی بدان موجود است گاو پرست هم از گاو می گیرد و بودا هم از مجسمه بودا و هندوان از کریشنا یا دیگر خدایان خود و .... حتی شیطان پرستان هم از شیطان می گیرند حتما بدانها آگاهی دارید ؟!!! (در حقیقت تصور می کنند که عطا از این الهه ها هستش).
اشتباه شما و برخی برادران اهل سنت در این است که درک درستی از توسل ندارید ، یعنی در جایی خودتان می گویید:
اهل سنت و جماعت مخالف با توسل نيست؛ و بر طبق آيه ي « يا أَيهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيهِ الْوَسِيلَه » خود توسل را قبول دارند.... سنت و جماعت توسل به مردگان را جايز نمي داند، ولي توسل به فرد زنده و حاضر (نه غايب) را درست مي داند ...
آیا توسل به زندگان نمی تواند شرک باشد؟ پس فراعنه ی مصر را چه کنیم که برخی می گفتند: «أنا ربکم الأعلى» من بزرگترین پروردگار شمایم (سوره نازعات، آیه 24) و هم چنین از جمله دیگرى که گفت: «ما علمت لکم من إله غیری» ترجمه: معبود دیگرى غیر خودم براى شما سراغ ندارم (سوره قصص آیه 38) از دید قرآن پرستیدن فرعون ضررش بیش از پرستیدن آن گاویست که در هند می پرستند وگرنه حتما" به آن بیشتر می پرداخت.
اصولا" اگر توسل به چیزی غیر خدا را باطل می دانید ، چرا به زندگان ، آنهم نه معصوم (عموی پیامبر) را روا می دانید ؟ چه حد و مرزی برای این توسل دارید ، اشخاصی که معصوم نیستند ، از دید شما چرا باید مورد توسل قرار بگیرند ، در حالی که شهدا(که اهل سنت هم آنها را شهید می دانند) از دایره ی توسل خارجند و مرده لقب می گیرند که خلاف گفته ی صریح قرآن کریم است که فرموده :
آية 154 سورة بقره و 169 سورة آل عمران :
سورة بقره : وَلاَتَقُولُوا لِمَن يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَ َتُ بَلْ أَحْيَآءٌ وَ لَـَكِن لآتَشْعُرُون و به آنها كه در راه خدا كشته ميشوند، مرده نگوييد! بلكه آنان زنده اندولي شما نميفهميد.سوره آل عمران:وَلاَتَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَ َتَا بَلْ أَحْيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون اي پيامبر! هرگز گمان مبر كساني كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند! بلكه آنان زنده اندو نزد پروردگارشان روزي داده ميشوند...
اصرار شما برادران برای "مرده" نامیدن شهیدان چیست ؟
اما بپردزیم به روایات و دلایلی که از اهل سنت آورده ای قبل از آن هم بگویم که حتما مطلع هستید که اهل سنت علومی دارند به اسم علم مصطلح حدیث که علم روایه و درایه هم در آن شامل است و علم رجال هم که از آن اطلاع دارید و حتما می دانید که نزد اهل سنت هیچ روایتی بدون بررسی سند باقی نمانده است .... و نکته دیگر اینکه یادتان باشد هرگاه منبعی از اهل سنت نقل کردید حتما متن عربی آن را هم بیان کنید.
بله با مفهوم "صحاح" به خوبی آشنا هستیم! بن مایه هایی که آوردیم اغلب از تحقیقات علامه مرتضی عسگری بود که نزد علمای الازهر و بزرگترین علمای معتبر اهل سنت به خوبی شناخته شده اند. و از این دید رد کردن تحقیقات یک عالم که در جهان اسلام اعتبار دارد ، ساده نیست.
روایت عایشه:
و اما روایات ::::::::::::
1- روایت توسط ام المومنین عایشه رضی الله تعالی عنها که از سنن دارمی نقل کرده اید من هم باتوجه به همان روایت پاسخ می دهم ....
در سنن دارمی روایت بدین گونه بیان شده : 93 - حدثنا أبو النُّعْمَانِ ثنا سَعِیدُ بن زَیْدٍ ثنا عَمْرُو بن مَالِکٍ النُّکْرِیُّ حدثنا أبو الْجَوْزَاءِ أَوْسُ بن عبد اللَّهِ قال قُحِطَ أَهْلُ الْمَدِینَةِ قَحْطًا شَدِیدًا فَشَکَوْا إلى عَائِشَةَ فقالت: انْظُرُوا قَبْرَ النبی صلی الله علیه وسلم فَاجْعَلُوا منه کووا إلى السَّمَاءِ حتى لَا یَکُونَ بَیْنَهُ وَبَیْنَ السَّمَاءِ سَقْفٌ قال فَفَعَلُوا فَمُطِرْنَا مَطَرًا حتى نَبَتَ الْعُشْبُ وَسَمِنَتْ الْإِبِلُ حتى تَفَتَّقَتْ من الشَّحْمِ فَسُمِّیَ عَامَ الْفَتْقِ.
و اما پاسخ :::::::::
اولا : در آن هنگام ام المومنین عایشه رضی الله عنها در همان خانه ای زندگی میکرد که قبر رسول الله صلی الله علیه وآیه و صحبه و سلم در آن بود و تا ان زمان تبدیل به مزار نشده بود.
دوما: در ارتباط با قحطي و نيامدن باران، همانگونه که در کتابهاي شيعه و سني آمده است، اسلام مردم را توجيه ميکند که به صحرا رفته و نماز طلب باران "استسقاء" به جاي آورند و همگي دعا کنند! و هرگز دستور نداده که به صاحب قبري حتي پيامبر متوسل شوند.
سوما: این روایت در تضاد با بسیاری از روایات دیگر است .
چهارما : کدام یک از علما این روایت را صحیح دانسته اند ؟؟ آیا به علم رجال آگاهی دارید ؟ آیا قبل از بیان این مطلب تحقیقی پیرامون آن نمودید ؟
علما فرموده اند : وهذا الحديث ضعيف لا يصح وذلك من حيث الرواية لعلل فيه . همانطور می بینی گفته شده حدیث ضعیف هستش وصیحح نیست و غیر از اون در متن حدیث هم اشکال وجود دارده :::
نخست: کسی نگفته که قبر پیامبر مزار شده بوده بلکه روایت طبق معمول برای بزرگنمایی شخصیت عایشه بوده که به درخواست او اتفاقی افتاده .
دوم :طبق روایتی که علمای اهل سنت هم تایید می کنند عمر در جوار قبر پیامبر به عباس عموی پیامبر متوسل شده به نحوی که در روایت آمده است :
ويستحب أن يستسقي بمن ظهر صلاحه ؛ لأنه أقرب إلي إجابة الدعاء ، فإن عمر استسقي بالعباس عمّ النبي | قال ابن عمر : استسقي عمر عام الرمادة بالعباس . فقال : اللهم إن هذا عمّ نبيک | نتوجه إليک به فاسقنا ....مستحب است انسان به کسي که صلاحش واضح و آشکار است ، توسل کند ؛ براي اين که دعاي او زودتر مستجاب مي شود ... خدايا اي فرد عموي پيامبر توست . خدايا ما به وسيله عباس به تو روي مي آوريم .
کتاب المغني ، تأليف ابي محمد عبدالله بن احمد بن محمد بن قدامه مقدسي الجماعيلي الدمشقي ، جلد 3 ، چاپ دار العالم الکتب عربستان ، صفحه 346
در این روایت عمر به ذات عباس توسل کرده است نه به دعای او ، آيا زنده بودن يا مرده بودن عباس در توسل به ذات او دخلي دارد ؟ در توسل به ذات کي حاجت مي دهد؟ بنابراين زماني که توسل به ذات عباس ثابت شود ، فرقي نمي کند که او زنده باشد يا مرده ، بتواند کاري انجام دهد يا نتواند ، صداي ما را بشنود يا نشنود ، اين قضيه مهم نيست . مهم اين است که خداوند صداي ما را بشنود و ما يک نفر را به عنوان واسطه آورده ايم که خداوند به خاطر مقام و آبرويي که آن شخص در نزد او دارد ، حاجت ما را بدهد .
سوم : برخلاف گفته ی شما با دیگر روایات همخوانی کافی دارد، مانند همین روایت پیشین که آوردیم و خودتان هم تایید نمودید.
چهارم :بله علمای شیعه به علم رجال و درایه اعتقاد داشته و به آن عمل نیز می کنند و کتب اربعه و ... را صحیح نمی شمارند. شاید این موارد موجب شود یک بازنگری در روایات شود. ان شاء الله ...
در یادداشت بعدی ایشان نوشتند:
روایت دوم 2- آورده اید توسل امیرالمومنین عمر بن الخطاب بع حضرت عباس رضی الله تعالی عنهما
که لازم به ذکر است این روایت هم در صحیح بخاری آمده هم در صحیح مسلم :
و من این مطلب را برآمده از جهالت نسبت به اعتقادات اهل سنت می دانم اهل سنت کلا منکر توسل نیستند یعنی توسل شرعی دارند مثل توسط به افراد صالح ک حی و حاضر باشن و توسط ناجائز مثل توسل به افراد مرده که آن را کلا شرک و گناه بزرگ می دانیم ....در نتیجه
اولا: اهل سنت و جماعت مخالف با توسل نيست؛ و بر طبق آيه ي « يا أَيهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيهِ الْوَسِيلَه » خود توسل را قبول دارند.
دوما:هر چند که توسل کردن جايز است ولي هرنوع توسلي جايز نيست .
سوما:اهل سنت و جماعت توسل به مردگان را جايز نمي داند، ولي توسل به فرد زنده و حاضر (نه غايب) را درست مي داند مانند همان توسل عمر رضي الله عنه به عباس عموي پيامبر صلي الله عليه وسلم که از او خواست بيايد و سپس به عباس رضي الله عنه فرمود که از خدا دعا کند تا باران ببارد، اين توسل با توسل به مردگان متفاوت است؛ اگر توسل به مردگان جايز مي بود، پس چرا عمر رضي الله عنه بجاي توسل به خود پيامبر صلي الله عليه وسلم از عباس خواست که دعا کند و به دعاي عباس توسل جستند؟! و اين امر را مي رساند که توسل به مردگان حتي اگر جزو انبياء و اولياء باشند حرام است.
چهارما : مردگان نمی شوند« إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى»(نمل 80) براستي که نمي تواني مردگان را شنوا سازي!
پنجما : آیه های زیادی وجود دارد که توسل به مردگان را نفی می کند.
همانطور که گفتم توجیهتان در رابطه با جایز نبودن توسل به افرادی که از دید شما مرده هستند(و نزد خدا زنده) وجود ندارد ، به عبارت دیگر زیر سوال بردن نص صریح قرآن کریم است که فرموده شهداء زنده اند و نزد خداوند روزی می خورند ، چرا توسل به حضرت علی (ع) که اهل سنت هم شهید می دانندش جایز نیست ولی توسل به عموی پیامبر (ص) به آن شکل توسط عمر جایز است ؟
درجه ی حیات شهیدان اسلام به حدی است که خداوند فرمودند :"شما نمی فهمید" این یعنی درک آن حد از حیات برای ما (حتی مومنان) نیز دشوار است. و شما در مقابل نص صریح قران در رابطه با شهدا می آورید: «مردگان نمی شوند« إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى»(نمل 80) آیا بهتر از پاسخ خداوند به این گفته وجود دارد؟
توسل به تار موی پیامبر پیش و پس از فوت پیامبر اسلام(ص) :
مسلم در صحیح خود روایت مى کند که : رسول خدا صلى الله علیه و آله به منى آمد و پس از رمى جمرات و قربانى کردن ، سر خود را تراشید و آن را به مردمان داد. و در روایت دیگرى گوید: آن حضرت سرتراش را فرا خواند و پس از تراشیدن موها، آنها را به اباطلحه داد. رواى گوید: او نیز آنها را میان مردم تقسیم کرد. (صحیح مسلم‚ کتاب الحج باب بیان ان السنه یوم النجران یرمی ثم ینحر ثم یحلق حدیث 323 و 326. سنن ابوداوود‚ کتاب المناسک باب - الحلق و التقصیر حدیث 1981. طبقات ابن سعد‚ جلد 1 صفحه 135‚ مسند احمد‚ جلد 3 صفحه 111‚ 133‚ 137‚ 146‚ 208‚ 214‚ 239‚ 256 و287 جلد 4 صفحه 42 و مغازی واقدی‚ صفحه 429. )
و نیز از انس بن مالک روایت کند که گفت :رسول خدا صلى الله علیه و آله را دیدم که سر مى تراشید و صحابه آن حضرت دور او را گرفته بودند تا هر مویى که فروافتد در دست یکى از آنان قرار گیرد.(صحیح مسلم‚ کتاب الفضائل باب قرب النبی من الناس و تبرکهم حدیث 74 صفحه 1812)
و در کتاب اسد الغابه در شرح حال خالد بن ولید گوید: خالد بن ولید که در نبرد با ایرانیان و رومیان نقش ویژه و برجسته اى داشت به هنگام فتح دمشق در شب کلاه ى که با آن مى جنگید، تار مویى از رسول خدا صلى الله علیه و آله از رسول خدا صلى الله علیه و آله را قرار داده بود که به برکت آن فتح و ظفر مى جست و همیشه پیروز بود.همچنین در شرح حال او در اصابه و مستدرک حاکم گویند:خالد بن ولید در نبرد یرموک شب کلاه خویش را گم کرد و دستور داد آن را بجویند. ابتدا آن را نیافتند، ولى دوباره جستجو کردند و آن را یافتند و دیدند شب کلاهى کهنه و مندرس است . خالد گفت : رسول خدا صلى الله علیه و آله در سالى عمره به جاى آورد و سر تراشید. مردمان به جمع آورى موهاى آن حضرت پرداختند و من در گرفتند موى پیشانى بر آنان سبقت گرفتم و آن را در این شب کلاه نهادم و اکنون در هیچ نبردى حاضر نمى شوم که این شب کلاه با من باشد مگر آنکه پیروزى نصیب من مى گردد. (مستدرک حاکم‚ کتاب معرفه الصحابه باب مناقب خالد بن الولید جلد 3 صفحه 299. فشرده این روایت در منتخب کنز العمال در حاشیه مسند احمد جلد 5 صفحه 178 و تاریخ ابن کثیر‚ جلد 7 صفحه 113 نیز آمده است .)
و در صحیح بخارى روایت کند که : تارهاى از موى پیامبر صلى الله علیه و آله نزد ام سلمه زوجه رسول خدا صلى الله علیه و آله بود که هرگاه کسى را چشم زخمى مى رسید ظرف آبى خدمت ایشان مى فرستاد تا آن موها را در آن فرو کند و آسیب دیده را شفا بخشد.(صحیح بخاری‚ کتاب اللباس باب ما یذکر فی الشیب جلد 4 صفحه 27 )
عبیده گوید: اگر یک تار موى پیامبر نزد من باشد از همه دنیا و هر چه در آن است نزد من محبوب تر است . (طبقات ابن سعد‚ جلد 6 صفحه 62. صحیح بخاری‚ کتاب الوضوء باب الماء الذی یغسل به شعر الا نسان جلد 1 صفحه 31.)
حتما" می دانید که خالد بن ولید زمانی از این تار مو توسل می جست که سردار سپاه ابوبکر و عمر بود، خصوصا در زمان فتح شام و نبرد یرموک(15 هجری) چند سال پس از وفات پیامبر بوده و ایشان در قید حیات نبوده ، و فعل این سردار سپاه اسلام از دید شما حرام می باشد.
شاید موارد زیر را دیده و شنیده باشید و البته احتمال زیادیست که از دید شما معتبر و "صحیح" نباشند، ولی از کتب اربعه و بحارالانوار نیستند.
توسل به قبر نبي اکرم(ص) :
در دوران عمربنخطاب خشکسالي پديدار گشت. بلالبنحرث نزد قبر نبي اکرم(ص) آمد و گفت: «يا رسول الله استسق لامتک فانهم هلکوا؛ اي پيامبر، براي امت خود طلب باران کن که هلاک ميشوند.» دکتر طاهر القادري مينويسد: ابنتيميه در کتاب اقتضاء الصراط(ص 373) اين روايت را تأييد نموده است و ابنکثير در البداية و النهاية (ج 5، ص 167) نيز روايت مذکور را صحيح دانسته است. القادري، دکتر محمدطاهر، عقيده توسل، ص 243.
توسل در نزد مالک :
ابو جعفر منصور، خليفه عباسي، از مالکبنانس، امام مالکيه، دربارة کيفيت زيارت قبر رسول اکرم(ص) پرسيد: زائر هنگام زيارت رو به قبله باشد يا رو به قبر پيامبر(ص)؟ مالکبنانس در پاسخ گفت: «لم تصرف وجهک عنه وهو وسيلتک و وسيلة ابيک آدم الي الله يوم القيامة بل استقبله واستشفع به فيشفعک الله قال الله تعالي: ولو انهم اذ ظلموا انفسهم؛
چرا چهره از او برميگرداني؟او وسيله تو و وسيله پدر تو آدم در روز رستاخيز است. رو به او کن و او را شفيع خود قرار بده. خدا شفاعت او را ميپذيرد. خدا ميفرمايد: اگر آنان به نفس خويشتن ستم کنند....»سمهودي، نورالدين، وفاء الوفاء، ج 4، ص 1376.
و نکته ی آخر اینکه با این فتوای نوین مبنی بر تحریم توسل به پیامبر و شهیدان اسلام، علما و دانشمندان برجسته ی اهل سنت بیش و پیش از هر کس دیگری تکفیر خواهند شد . حتما" دانشمند برجسته اهل سنت، ذيني دحلان، زرقانی،شيخ محمد الفقي،دکتر عبدالملک اسعدي،آلوسي، شيخ الاسلام تقيالدين سبکي و.. را به خوبی می شناسید.
یک نمونه محض اطلاع:
آلوسي، مفسر بزرگ اهل سنت، ميگويد: من مانعي در توسل به درگاه خداوند با مقام پيامبر، چه در حال حيات و چه پس از رحلت او، نميبينم. او در جاي ديگر نيز ميگويد: توسل جستن به مقام کسي غير از پيامبر اکرم(ص) در پيشگاه خدا مانعي ندارد؛ به شرط اينکه او واقعاً در نزد خدا مقامي داشته باشد. آلوسي، سيدمحمود، روح المعاني، ج 4 ـ 6، ص 14 ـ 15.
امیرالمومنین علی(ع) :