دیکتاتور موسیقی ایران

جوانان ایران شجریان را همواره در حال "اعتراض" دیده اند گاهی به دلیل پخش آثارش به صورت های مختلف در صدا و سیما و گاهی به بهانه نقص در کنسرت های او و پسرش در ایران ، که یادمان هست به جهت اعتراض به حکومت در میانه ی کنسرت فرزندش یکباره میکروفون به دست می گیرد و باز هم اعتراض کند و اینبار مرغ سحر را می خواند ، آنهم نه به اصرار حضار ...
مرغ سحر از کجا آمده ؟!
این تصنیف در کوران حوادث پس از سقوط سلسله قاجار و روی کار آمدن پهلوی سروده شده است.
یکی از دو برادر سازنده آهنگ مرغ سحر، میگوید: «…در واقع ترانهایست که استاد بهار برای مخالفت با رضاشاه سروده است»
شجریان معمولا" بیت دوم را نمی خواند ولی با توجه به بیت دوم می توانیم هدف او از خواندن این اثر را در بسیاری از کنسرت های خارج از کشور با تشویق حضار بفهمیم :
عمر حقیقت به سر شد، عهد و وفا بی اثر شد / ناله عاشق، ناز معشوق، هر دو دروغ و بی ثمر شد
راستی و مهر و محبت فسانه شد / قول و شرافت همگی از میانه شد
از پی دزدی، وطن و دین بهانه شد / دیده تر کن!
جور مالک، ظلم ارباب، زارع از غم گشته بی تاب /ساغر اغنیا پر میناب، جام ما پر ز خون جگر شد
ای دل تنگ ناله سر کن، از مساوات صرف نظر کن /ساقی گلچهره بده آب آتشین، پردهٔ دلکش بزن ای یار دلنشین
ناله بر آر از قفس ای بلبل حزین / کز غم تو، سینه من، پر شرر شد، پر شرر شد
شجریان : اینها (اسلام) همچنان که در طول 1400 سال با هنر ما کنار نيامدند. باز هم نخواهند آمد.
در مصاحبه با محمدرضا شجريان از او پرسیدند که :
گزارش بازرس ويژه سازمان ملل، آقاي «احمد شهيد»، در مورد وضعيت حقوق بشر در ايران نشان ميدهد که حکومت ايران طي دو سال اخير با هنرمندان چپ افتاده است، نظر شما چیست؟
شجريان پاسخ داد: «بهطور کلي اين نظام و اين حکومت ذاتاً ميخواهد همه چيز در اختيارش باشد. اين نظام ميخواهد همهچيز را بهطور صددرصد زير سلطه خود داشته باشد.
اگر يک بخشي از حکومت نخواهد که با آنها باشد، همه آن بخش، زير سؤال ميرود و ميگويند که اين، مورد دارد و جلويش را ميگيرند. اگر يک نفر پايش را از گليم خود درازتر کند- از نظر آنها - مشکلات زيادي سر راهش قرار ميدهند. اينها هرگز با هنر کنار نميآيند، هرگز و هرگز!
همچنان که در طول 1400 سال با هنر ما کنار نيامدند. باز هم نخواهند آمد.
نام شجریان در تاریخ ایران به عنوان یک دیکتاتور و عوامفریب در عرصه موسیقی ثبت خواهد شد ، شجریان تا آخرین لحظات متعهد به نظام پهلوی بود و وقتی که گروه موسیقی مذهبی از او خواستند که بین "مرکز حفظ و اشاعه"(با تمایلات مذهبی) و رادیو (حکومت پهلوی) باید یکی را انتخاب کند رادیو را انتخاب کرد . ولی در لحظات اوج انقلاب همین کاری که الان میکند را کرد و در زیر زمین ترانه انقلابی ضبط کرد تا جای خود را در حکومت بعدی هم باز کند ، و زمینه های عدم حضور استادان رقیب را فراهم آورد ، افرادی که به مراتب از نظر موسیقی برتر از او بودند ، همچون ایرج و بنان و ...
در فضای پس از انقلاب و زمان جنگ شجریان به عنوان تنها خواننده ی سنتی بدون هیچ رقیبی یکه تازی می کرد و تمام فضای دولتی با ناز در اختیارش بود ، و هیچ گاه احساس نکرد که باید بزرگان دیگر موسیقی هم در کارهای او سهیم باشند ...
شاید اعتراضات اخیر محمد رضا لطفی را عده ای به حساب سیاسی بودن فضا گذاشتند ، ولی حقیقت اینست که شجریان در کنار لطفی به بزرگی رسید ، اغلب کارهای ابتدای انقلاب با کمک او وگروهش شکل گرفت ، برخی همین لطفی را بزرگترین "بداهه نواز" ایران می دانند ، حال آنکه بیش از هر موسیقی دان دیگر مورد بی مهری شجریان قرار گرفت و خدا یاریش کرد که صدایش را چند نفری شنیدند و به عاقبت بسطامی و مشکاتیان دچار نشد !
لطفی درباره ی شجریان می گوید :
شجریان از سال 57 و بعد از انقلاب تا امروز بالاترین حجم تولید و بیشترین و موفقترین کنسرتها را داشته است. اگر شجریان قبل از انقلاب یک دهم موسیقی تولید کرده بود، بعد از انقلاب صد در صد تولید داشته است. شخص آقای شجریان اگرچه مانند بسیاری از موسیقیدانها دچار مشکلاتی بوده ولی هیچوقت برنامههایش قطع نشده، آثارش منتشر شده، کنسرتهایش برگزار شده و همیشه مجوز گرفته است.
اولین کنسرتهای این مملکت را در شهرستانها شخص شجریان برگزار کرده است. خود آقای خاتمی در زمان وزارتشان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در کنسرت اصفهان شجریان حضور داشتند. امروز من شخصاً نمیفهمم شجریان به عنوان یک موزیسین موفق که این همه کنسرت داده و کار تولید کرده و آثارش در رادیو و تلویزیون پخش شده و بیش از 300 کنسرت خارج از کشور داشته، چرا اکنون اعتراض میکند؟
شجریان اهل رفتن به مهمانیهایی بود که خواص کشور تشکیل میدادند و بیشتر درآمد ایشان از این راه تامین میشد.
این آهنگساز برجسته موسیقی سنتی با انتقاد از عدم معرفی دست اندر کاران ساخت دو تصنیف معروف انقلابی آورده است:
در بیشتر خبرهای روزنامهای و سایتها و وبلاگها، تصنیف «ایران ای سرای امید» به نام شجریان رقم خورده است.
نه از شاعر آن و نه از سازنده و سرپرست و معرف آن این اثر متعلق به ایشان نیست و کل چاووش شش را ایشان به موسسه شیدا فروخته اند!
شاید این جمله ی شجریان ما را با روحیه ی او بهتر آشنا کند :
نوازنده که مهم نیست! مردم به خاطر من می آیند. من با هر کس کار کنم وضعیت همین است چون همه مرا می شناسند!نوازندگان من اگر از سه راه سیروس هم بیایند باز من مهم هستم و مردم مرا می بینند، مرا می شناسند و به خاطر من می آیند.»
نظر استاد بنان پیش از انقلاب درباره ی شجریان :
مصاحبه كننده نظر بنان را درباره اينكه اين روزها ميگويند شجريان بنان آينده است پرسيد. بنان گفت: «بله بله... اگر كار كند. اگر كار كند صداي خوبي دارد. توصيه من به اين خواننده جوان اين است كه زير نظر يك استاد تعليم ببيند. نه اينكه هر روز استادش را عوض كند. تعليم آواز غير از تعليم ويولون يا سازهاي ديگر است. آواز را بايد پيش يك استاد قوي با يك سبك بهخصوص كار كرد. شجريان مدتي با استاد احمد عبادي كار ميكرد. حالا رفته پيش استاد مهرتاش و پس فردا ممكن است استاد ديگري اختيار كند. من اين طور تعليم را نميپسندم.
شجریان پسر!
محمد رضا شجریان در بی بی سی در ماجرای ۸۸ در یک موضع گیری زیرکانه خود را صدای "خس و خاشاک" نامید، با این کار هم سخن رئیس جمهور را تحریف کرد ( یا تحریف را تایید کرد) و هم خود را بین قشر مخالف و منتقد دولت وحتی حکومت جای داد.
اما پسرش صدای خس و خاشاک نیست ، در صدا و سیما آزادانه صدایش پخش می شود در ایران براحتی کنسرت می گذارد و گویی از دید همایون نظرات پدر اهمیتی ندارد ! اما چنین نیست که همایون با پدر هم فکر نباشد بلکه باید بدانیم همایون اگر از رفتار پدر تبعیت کند ، جزو خوانندگان درجه ۳ کشور خواهد بود که هیچ رسانه ای صدایش را به مردم نمی رساند ، وحقیقت اینست که شجریان ها اعتقاد قلبی به موضع گیری سیاسی خود ندارند ، واگر چنین بود ، یقینا" فرزند هم می بایست صدا و سیما و حکومت را تحریم می کرد تا مشخص شود جایگاه واقعی همایون در بین خوانندگان کشور کجاست !
نداشتن شاگرد
علاوه بر ادعای تعلیم موسیقی به شاگردان در سالیان اخیر برای جلوگیری از فضای منفی ایجاد شده ، شجریان هرگز نتوانسته شاگردانی تربیت کند که در درجات بالا بوده و ضمنا" نوآوری داشته باشند ، اصولا" کلاس های شجریان یک دستگاه تقلید ساز است ، و شاگردان اغلب یا بعلت اجازه نداشتن نسبت به نوآوری از این کلاسها گریزان می شوند، یا ناچار می شوند یک شجریان کوچک در سایز کوچک شوند ، با همان سبک .
شجریان با زیرکی در مصاحبه با یک تلویزیون بیگانه گفتند دو نفر هستند که از همه بهترند و تمام رموز آواز را به پایان برده اند یکی "سینا سرلک" و دیگری "همایون شجریان"در حالیکه ایرج بسطامی، علی جهاندار، صدیق تعریف و بسیاری دیگر که خود از نظر موسیقی وخونندگی درجات بالا داشته اند کنار زده شدند علت این بو که هدف "همایون"بود.
یک واقعیت است که اکنون "سالار عقیلی" در حالی که شاگرد صدیق تعریف بوده الان خیلی بهتر از همایون است و ازدواجش با شاگرد مکتب مرتضی محجوبی (البته از طریق فخری ملکپور) یعنی حریر شریعت زاده باعث شد فنون موسیقی ناب ایرانی را هم ناخواسته فرابگیرد و خود را بالا بکشد . وشاید عدم حضور مداوم شجریان در ایران هم بر رشد سالار عقیلی موثر بوده است .

امیرالمومنین علی(ع) :