شكنجه و جنايت در عصر ساساني
انواع جنایات در عصر ساسانیان :

کشتن همه ی خویشان مجرم :
بنا بر گفته آمیانوس ماسلینوس مجازات ها تادیبی آن وقت خیلی سخت بوده است او می گوید : « ایرانیان از قانون هراس بسیار در دل دارند ، قوانینی که مخصوصا کیفر خیانت پیشگان و فراریان جنگ وضع شده بسیار سخت است . مثلا جنایت یک فرد مستلزم هلاک همه ی خویشانش می شود ».
کتاب 23 ، بند 6 قطعه 81 – برگرفته از ایران در زمان ساسانیان-پروفسور آرتور کریستین سن – صفحه 305
دژ فراموشی (انوشبرد)
علاوه بر حبس ها و شکنجه های متداول وسیله ی دیگری که برای از میان بردن بی سر و صدای اشخاص بلند مرتبت استفاده می شده که برای شاه و کشور خطر داشتند ، قلعه مستحکمی در خوزستان بوده که گیل گرد یا اندمشن ( اندمشک نام باستانی شهر دزفول) نام داشت و یک نوع قلعه باستیل Bastille محسوب می شد و آن را نوشبرد یا « دژ فراموشی» نیز می خواندند ، زیرا که نام زندانیان و حتی نام مکان آن را کسی نبایستی بر زبان می راند
(هویشمان-صرف و نحو ارمنی ج1 ص 19 – نلدکه-طبری ص144 یادداشت1)
چندین نفر از خاندان سلطنتی در این زندان افتاده بودند که از جمله آن ارشک سوم پادشاه ارمنستان می باشد و به گفته پروکوپیوس کواد پس از محرومیت از تاج و تخت در آنجا زندانی بود و...
(پاتیکان ، مجله آسیا ، 1866 ص208)
فوستوس بیزانسی فاجعه فوت ارشک سوم پادشاه ارمنستان را حکایت کرده که در دژ فراموشی جان داد.
(لانگلوا ج 1 ص 286)
مجازات کوری :
یکی از مجازات های بسیار معمول آن زمان که خصوصا درباره ی شاهزادگان عاصی مجری می شد کوری بود به این ترتیب که میل سرخ در چشم محکوم فرو می بردند یا روغن گداخته در دیده او می ریختند.
پروکوپیوس1/6 ، فوستوس بیزانسی لانگلوا ج 1،ص231
کندن پوست مجرمان:
آمیانوس حکایت می کند که « از عادات ایرانیان این بود که تمام یا قسمتی از پوست بدن مجرمان را می کندند» و پروکوپیوس روایت می کند که «پوست یک سردار ارمنی را کنده از کاه انباشتند و بردرختی بسیار بلند آویختند.»
کتاب 23 بند6 فقره 80 – جنگ ایران 1/5
در اعمال شهدای عیسوی آمده که اندام آن ها را یکی یکی قطع می کردند و پوست سرشان را می کندند و گاهی پوست چهره را از پیشانی تا چانه بر می داشتند و گاهی پوست دست و پشت آنها را می بریدند.
لابور ص110
مصلوب کردن و سنگسار:
کریستین سن در صفحه308 همین کتاب می نویسد: «مرتکبان برخی جرائم همچون خیانت به دین و دولت را مصلوب می کردند... در زمان تعقیب عیسویان گاهی بزرگان مسیحی را سنگسار می کردند (لابور ص61) در زمان یزدگرد دوم دو راهبه مسیحی را مصلوب کرده ، همچنان بر دار سنگسار کردند (همان ص 127)
شانه ی آهنین:
یکی از ادوات کثیر الاستعمال (برای شکنجه و کشتار شهدای عیسوی) شانه ی آهنین بود که گوشت تن محکوم را با آن می کندند و برای افزایش دید و شکنجه بر استخوان هایی که نمایان شده بود نفت می ریختند و آتش می زدند.
ایران در زمان ساسانیان ص 308
نه مرگ :
دهشتناک ترین شکنجه ها شکنجه معروف به « نه مرگ» بود که تفصیل آن از این قرار است : جلاد به ترتیب انگشتان دست و انگشتان پا و بعد دست را تا مچ و پا را تا کعب سپس دست را تا آرنج و پا را تا زانو و آنگاه گوش و بینی و عاقبت سر را قطع می کرد. اجساد اعدام شدگان را نزد حیوانات وحشی می افکندند.
هوفمان ص56 - لابور ص61 و 62
امیرالمومنین علی(ع) :